" مرگ ثانیه ها "
جهان سیر تکامل خود را طی می کند و ثانیه ها یکی پس از دیگری جان میدهند و جای خود را به بلوغ دقیقه ها می سپارند .
و من تمام مدت می اندیشم به انسانهایی که درک ارتباطشان با من گنگ است و من آن را نمی فهمم .
انسانهایی که ذهنشان خالی است از بودن ها و نبودن ها !!!
انسانهایی که وجود دارند اما به ارزش وجود پی نبرده اند !!!
و نمی اندیشند به جنون گنجشکی که خود را به پنجره ی اتاق می کوبد .
و نمی دانند از تاریخ تولد بشر تا کنون چند ثانیه را در قبرستان زمان دفن کرده اند .
.
پ.ن : شاید دید من به زندگی سرشار از ناامیدی بوده اما حالا فهمیدم تا زمانی که یکی رو اون بالا دارم ناامیدی معنایی نداره .
پ.ن : اما من شروع کردم شروعی دوباره همراه با امید به آینده .
پ.ن : می خوام زمان از دست رفته رو جبران کنم .
